X
تبلیغات
ارتباطات
جایگاه روابط عمومی در کشور مالزی چهارشنبه نهم آذر 1390 20:54

جایگاه روابط عمومی در کشور مالزی

مالزی: آشنایی من با عباس قنبری اولین بار با ترجمه کتاب اخلاق در روابط عمومی اتفاق افتاد. کتاب را در اتاق یکی از استادان ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی دیدم. البته همان زمان شنیدم که برای ادامه تحصیل به مالزی رفته است. در یک گفتگوی دوستانه خواستم که مصاحبه ای انجام شود که با کمال بزرگواری پذیرفت. عباس قنبری در حال حاضر مدیر گروه رشته مدیریت و روابط عمومی در مرکز تحقیقات تکمیلی دانشگاه “لیم کوک وینگ”مالزی است. وی علاوه بر کتاب اخلاق در روابط عمومی، کتاب مدیریت استراتژیک در روابط عمومی را در دست چاپ دارد. از لطف ایشان در انجام این مصاحبه تشکر می کنم.

1-واحدهای روابط عمومی در کشور مالزی چند سال است که فعالیت خود را اغاز کرده اند و موفق ترین آنها در چه بخش هایی هستند؟

تاریخ شروع فعالیت های روابط عمومی در مالزی خیلی متفاوت از دیگر کشورهای در حال توسعه همچون ایران نیست. با اینحال برای فهم بهتر ماهیت و چگونگی فعالیت های روابط عمومی در مالزی، باید نگاهی به تاریخچه  آن هر چند به طور کلی و مختصر انداخت.

پروفسور حمدان (1986) از پیشگامان ارتباطات مالزی، معتقد است که فعالیت روابط عمومی در این کشور از قرن پانزدهم میلادی آغاز شده است. اما این آغاز به خصوص اگر منظورمان از “روابط عمومی” فهمی مدرن و امروزین باشد، کمی اغراق آمیز است.

 اما پروفسور نوردین و پروفسور سید عربی آیدید (1986) تاریخ شروع فعالیت های روابط عمومی را قبل از جنگ جهانی دوم و در سال 1939 همزمان با ورود پدیده رسانه های جمعی به جزایر مالایا و نیزآغاز زمزمه های مبارزه برای استقلال کشور کنونی مالزی عنوان کرده اند که به نظر من این تاریخ واقعی تر به نظر می رسد.

بر اساس تقسیم بندی پنجگانه از تاریخ روابط عمومی در مالزی که توسط سید عربی آیدید (1986) ارائه شده، در سال 1936 حاکم انگلیسی جزایر مالایا برای اولین بار در ساختار اداری حکومت خود دپارتمان “اطلاعات” (Department of Information) ایجاد و جی.ال. پیت را به عنوان رئیس این دپارتمان منصوب کرد. این دپارتمان بعدا در سال 1941 به دپارتمان “اطلاعات و تبلیغات” (Department of Information and Publicity) و در سال 1946 نیز به دپارتمان “روابط عمومی”تغییر یافت.

بنابراین اگرچه هم برای دپارتمان اطلاعات و هم برای دپارتمان اطلاعات و تبلیغات به نوعی کارکردهای روابط عمومی تعریف شده بود، اما اولین دپارتمانی که در این کشور اختصاصا با نام و کارکرد روابط عمومی ایجاد شد، مربوط به سال 1946  می باشد.

 از زمان تاسیس اولین دپارتمان روابط عمومی در حکومت وابسته جزایر مالایا در1936 تا سال 1957 که کشور امروزین مالزی به استقلال رسید، عمده کار روابط عمومی در جزایر مالایا اقناع اقوام مختلف این کشور در زمینه لزوم حفظ و تداوم سلطه انگلیس بر شبه جزایر مالایا و نیز مقابله با نفوذ سایر کشورها در این منطقه و بویژه ژاپن بود.

با استقلال سیاسی مالزی در سال 1957، تمامی ادارات و سازمان های مرکزی جزایر مالایا، از جمله دپارتمان روابط عمومی، که تا آن زمان در سنگاپور مستقر بودند، به کوالالامپور، پایتخت فعلی مالزی منتقل و بنابراین فصلی جدید از تاریخ روابط عمومی در این کشور آغاز شد، فصلی که در آن روابط عمومی در غیاب رسانه های جمعی قوی و مستقل که تا این زمان همه در سنگاپور مستقر بوده و وابسته به حاکم انگلیسی جزایر مالایا بوده اند، باید مسئولیت سنگین اطلاع رسانی در مورد تحولات جدید، اعلام سیاست های دولت جدید، جلب و هدایت افکار عمومی، مواجهه با تهاجم تبلیغاتی کشورهای همسایه همچون اندونزی، فیلیپین و تایلند، زمینه سازی و آماده سازی فضا برای برگزاری انتخابات و به طور کلی آنچه را که می توان ارتباط دولت جدید و تازه استقلال یافته با همه عامه های مختلف آن هم در شرایطی بس بحرانی که از یک طرف با جنگ های خونین داخلی مواجه بود و از طرف دیگر درگیر جدایی طلبی سنگاپور بود، بر دوش می کشید.

پس از دوران سخت انتقالی نیز، روابط عمومی در مالزی همچون سایر بخش ها در این کشور، همواره فعالیت های حرفه ای و دوران توسعه ای مختلفی را پشت سر گذاشت. اولین انستیتو روابط عمومی مالزی (IPEM) در ماه مارس سال 1962 میلادی با حضور بیش از 52 کارشناس روابط عمومی و با پذیرش همان تعریف انستیتو روابط عمومی انگلیس مبنی بر اینکه “روابط عمومی یک تلاش سنجیده، برنامه ریزی شده، مستمر برای برقراری و تداوم فهم متقابل بین یک سازمان و عامه های مختلف آن است”اعلام موجودیت کرد. جالب آنکه تون عبدالرحمن، اولین نخست وزیر مالزی نیز اولین و سرسخترین حامی این انستیتو بوده است.

انستیتو روابط عمومی مالزی که اکنون زیر نظر وزارت اطلاعات مالزی فعال است، اگرچه نتوانته در بین بخش های خصوصی روابط عمومی نهادینه شود، اما به مرکزی برای تبادل اندیشه بین کارشناسان روابط عمومی، برگزاری دوره های آموزشی و کارگاه های عملی روابط عمومی، برپایی سمینارها و کنفرانس های داخلی و بین المللی، ارتباط بین دانشگاه و صنعت، تدوین سیاست های کلی روابط عمومی و پیشنهاد آن به دولت، رابط بین نهادهای روابط عمومی این کشور با دنیای خارج  و … تبدیل شده است.

همزمان و در کنار انستیتو روابط عمومی مالزی، موسسات مشاوره ای روابط عمومی نیز تاسیس شدند که اولین آنها در سال 1965 ایجاد شد. تعداد این موسسات اکنون به بیش از عدد شصت می رسد که بعضی از آنها نیز  همچون موسسه  ایریک وایت (Eric White)، برستون مارستلر (Burston Marstellar) و ای.دی.ای.دی (ADAD) وابسته به خارج هستند و عمدتا و حتی با دعوت دولت مالزی مسئولیت برگزاری و هدایت برخی از مهمترین کمپین های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی این کشور را بر عهده می گیرند.

با توجه به این تاریخچه و نیز به وضعیتی که ما اکنون در مالزی می بینیم، هم از لحاظ پیشرفت و توسعه ای که در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ….صورت گرفته و هم از لحاظ هارمونی (هم در ارتباط با رابطه دولت – ملت و هم در ارتباط با رابطه اقوام مختلف با یکدیگر) که فعلا در این جامعه بر قرار است، به نظر من روابط عمومی در مالزی کار خود را اگرچه با سختی، ولی خوب آغاز کرده است. به خصوص اینکه فعالیت های نهادهای روابط عمومی این کشور در بخش های توریسم و گردشگری، بهداشت و درمان، مبارزه با بلایای طبیعی، ایجاد هارمونی بین اقوام و نژادهای مختلف این کشور مثال زدنی هستند.

2- توجه به صنعت روابط عمومی در مالزی چگونه است؟

زمانی آیوی لی، از پیشگامان روابط عمومی آمریکا  گفته بود که “عامه های آگاه بهترین پناهگاه جامعه در مواقع بحران های اجتماعی است”. مقامات و مسئولان مالزیایی خیلی خوب به اهمیت این موضوع و نقشی که روابط عمومی می تواند در رسیدن به این عامه های آگاه ایفا کند، پی برده اند. تون عبدالرحمن اولین کسی بود که ایده تشکیل انستیتو روابط عمومی مالزی (IPRM) برای انسجام بخشی به فعالیت های این حوزه را مطرح و شدیدا مورد حمایت قرار داد. تون عبدالرزاق، دومین نخست وزیر و پدر نخست وزیر کنونی مالزی نیز در سال 1972 در مورد اهمیت روابط عمومی گفته بود: “وظیفه اصلی و اولیه روابط عمومی در ساختن ملت (Nation Building) نه تنها اطلاع رسانی بلکه تحریک و تشویق مردم به کنش و عمل است…. در این خصوص، دولت بر اهمیت روابط عمومی در رسیدن به اهداف توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی واقف است. ….. روابط عمومی باید پیام دولت را به اقشار مختلف مردم رسانده و اطمینان یابد که آنها آن را درک کرده و فهمیده اند”.

از آن زمان تاکنون روابط عمومی ها همچنان در قلب استراتژی تمامی دولت های این کشور برای توسعه جای داشته است. اما نقش و اهمیتی که ماهاتیر محمد، به واسطه صدارت بیست و سه ساله اش در این کشور، در توسعه روابط عمومی و همچنین استفاده گسترده ای که از آن داشته واقعا بی بدیل است. البته بحث در مورد الگوی مطلوب روابط عمومی از دیدگاه ماهاتیر از حوصله این مصاحبه خارج است و واقعا یک فرصت مجزای دیگر را می طلبد، اما در مورد وی همین بس که در مقدمه برنامه توسعه بلند مدت این کشور موسوم به مالیزیا 2020 که بر اساس آن مالزی باید تا سال 2020 به یکی از کشورهای پیشرو در عرصه فناوری و پر درآمد با اقتصادی مبتنی بردانش در سطح جهان تبدیل شود، ماهاتیر بر نقش و اهمیت روابط عمومی به عنوان “شریک استراتژیک”دولت در مدیریت و هدایت جامعه تاکید کرده است.

البته این یک حقیقت است که تاکید بر اهمیت و نقش روابط عمومی به تنهایی کافی نیست. خیلی از دولت ها و کشورها با چنین شعارهایی نقش روابط عمومی را به ظاهر به رسمیت شناخته، اما در عمل هیچ اتفاقی نمی افتد. اما به نظر من مالزی تا حدودی در این زمینه مستثنی است. این کشور در عمل نیز جایگاه بالای برای روابط عمومی قائل شده و نشان داده که اهمیت روابط عمومی را خیلی خوب درک و فهمیده است. زمانی که ماهاتیر محمد از روابط عمومی به عنوان “شریک استراتژیک دولت”یاد می کند، فقط یک حرف ساده نیست. خیلی ایده و مسائل پشت آن نهفته است. من شخصا با توجه به سابقه شش سال حضورم در مالزی در مقام خبرنگار و مدرس دانشگاه، هرگز اصطلاح “شریک استراتژیک”را برای دیگر بخش های این کشور از زبان مقامات و مسئولان این کشور نشنیده ام. ولذا می بینیم که امروزه روابط عمومی در این کشور در قامت یک وزارتخانه مستقل با نام وزارت اطلاعات (Ministry of Information) و بدنه تصمیم گیری واحد و منسجم به عنوان بازوی اصلی دولت نهادینه شده و نقش بی بدیلی را در فرهنگ سازی، آگاه سازی، اطلاع رسانی و … ایفاء می کند. جالب آنکه سمت وزارت اطلاعات در این کشور را نیز یک دولتمرد کارکشته و سطح بالا که همواره در سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های رده بالای دولتی مشارکت داده می شود، بر عهده می گیرد. از جمله دیگر وظایف این وزارتخانه تربیت کارشناس و مدیر روابط عمومی خبره و اعزام آنها به دیگر وزارتخانه ها، سازمان ها و ادارات برای خدمت در پست های مختلف روابط عمومی است.

این همه واقعیاتی است که در مورد جایگاه روابط عمومی در مالزی دیده می شود. البته باید خاطرنشان ساخت که وزارت اطلاعات مالزی منحصرا متولی روابط عمومی این کشور بوده و سوای از وزارت فرهنگ و هنر، وزارت ارتباطات و وزارت اطلاعات و امور امنیتی این کشور می باشد.

3- جایگاه روابط عمومی در بخش خصوصی مالزی چگونه است؟

شاید استفاده از مفهوم “روابط عمومی”به معنای آکادمیک آن برای بخش خصوصی مالزی چندان مناسب نباشد. بخش خصوصی در مالزی یک بخش نوپا و همچنان وابسته به دولت است و نمی توان از لحاظ حرفه ای برای آنها کارکردی منحصرا روابط عمومی قائل شد. به عبارت دیگر نهادها، سازمان ها و شرکت های بخش خصوصی اعم کوچک، متوسط و بزرگ بر اساس تعریف کوکلهاوس (2005)  بیشتر رویکردی “محصول محور”و “بازار محور”دارند تا رویکردی “جامعه محور”. بنابراین آنچه که صورت می پذیرد، بیشتر آمیزه ای از تکنیک و مهارت های روابط عمومی، بازاریابی و تبلیغات به اقتضاء رقابت سنگین در بازار آزاد داخلی و خارجی است نه روابط عمومی محض.

4- تا چه اندازه روابط عمومی ها در کشور مالزی به روابط عمومی الکترونیک پیوند خورده اند؟

بحث “روابط عمومی الکترونیک”در مالزی موضوع جدیدی نیست. اگر منظور از این اصطلاح استفاده از فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی همچون اینترنت، وب و … برای تسهیل در کارکردهای خاص روابط عمومی است، بلی، بیش از 95 درصد از کارکردها و خدمات روابط عمومی در این کشور بویژه در بخش های دولتی کاملا الکترونیکی است و می توان آنرا در چهارچوبی فراتر و در راستای طرح “دولت الکترونیک”مالزی که در قالب برنامه های توسعه این کشور دنبال می شود، مورد بررسی قرار داد.

در این خصوص قابل توجه است که مالزی در رده بندی سال 2008 موسسه آمریکایی “براکینگز”از لحاظ تشکیل دولت الکترونیک در بین 191 کشور جهان رتبه یازدهم را از آن خود کرد و حتی کشورهایی همچون  فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، هلند، سوئیس، سوئد، فنلاند، اتریش و نروژ را پشت سر گذاشته است. بر اساس رده بندی این موسسه، پرتال دولت الکترونیک مالزی بیش از یک هزار و 115 نوع خدمات آنلاین به صورت شبانه روز به شهروندان این کشور ارائه می کند و آنها قادرند در هرکجای جهان با استفاده از اینترنت از خدمات دولت خود بهره مند شوند.

خب، البته این آمار مربوط به  دو سال پیش است، اما شکی نیست با این سرعت و رشدی که ما از این کشور می بینیم، در زمان حاضر این وضعیت نه تنها حفظ شده، بلکه قطعا بهبود نیز یافته است.

اما به نظر من این همه مساله در ارتباط با روابط عمومی الکترونیک و یا آنچه که باید مورد توجه قرار گیرد نیست!. استفاده وسیع از آخرین فناوری های ارتباطی در روابط عمومی (بعد تکنیکی) یک روی سکه روابط عمومی الکترونیک است، و آموزش چگونگی استفاده از این فناوری ها و نیز مانیتور پیامد های الکترونیکی شدن جامعه (بعد اجتماعی-فرهنگی) نیز روی دیگر آن است. سئوال این است که آیا روابط عمومی ها در مالزی در کنار کاربرد فناوری های نوین و در اختیار قراردادن یکسان آن برای تمامی شهروندان این کشور، نحوه استفاده از آنها را نیز آموزش داده اند، یا خیر؟ سطح آگاهی و پذیرش این فناوری های در بین مردم چقدر است؟ آیا نهادهای روابط عمومی مالزی هیچ گونه پیش بینی از آثار سوء احتمالی آن و یا آمادگی یا برنامه ای برای مقابله با آن دارند یا خیر؟

در پاسخ به این سئوالات باید گفت که هنوز هیچ یک از این سئوالات به طور جدی مورد محک تجربی قرار نگرفته است. ولی شخصا در مورد آن تردیدهایی دارم.

  5- به نظر شما روابط عمومی ها در مالزی تا چه اندازه در موفقیت دولت و بخش خصوصی این کشور تاثیرگذار بوده اند؟

برای پاسخ دادن به این سئوال باید بافت جامعه مالزی که از لحاظ تنوع قومی، نژادی، دینی و زبانی در نوع خود منحصر به فرد است را مد نظر قرار داد. باید توجه داشت که در مالزی بیش از پنج نژاد مختلف حضور دارند، به سه الی چهار زبان عمده تکلم می شود، و پیروان چهار دین مختلف با هم و در کنار یکدیگر زندگی می کنند. بنابراین کار کردن در چنین محیط های چند فرهنگی، چند نژادی و چند زبانی کار آسانی نیست. و اتفاقا همین چند فرهنگی، چند نژادی و چند زبانی بودن بافت جامعه مالزی را من تنها توجیه برای الگوی یکسویه روابط عمومی موجود در مالزی می دانم که بعدا به آن اشاره خواهد شد.

با اینحال، به جرات می توان گفت که روابط عمومی ها نقشی بی بدیل، ممتاز و منحصر بفرد در تاریخ توسعه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این کشور، بویژه پس از دوران استقلال تا زمان حاضر داشته اند. در واقع اگر به صورت کلی بخواهیم به این موضوع بپردازیم، نقش عمده روابط عمومی در دوره های مختلف توسعه ای این کشور تاکنون بیشتر نقش آموزش، آگاه سازی، فرهنگ سازی و فراهم ساختن بستر فرهنگی و اجتماعی توسعه بوده است.

  البته نمی خواهم ادعا کنم که در همه موارد نهادهای روابط عمومی این کشور همواره موفق عمل کرده اند، چراکه به همان دلایلی که ذکر شد، وقفه ها، شکست ها و نقاط  کور نیز در تاریخ روابط عمومی مالزی وجود داشته است. اما نگاهی به وضعیت کنونی مالزی و پیشرفت های صورت گرفته در این کشور از جمله هارمونی و توازن موجود  بین اقوام، توازن در رابطه بین دولت با ملت و سایر بخش ها، جذب سالانه میلیون ها جهانگرد خارجی، برپایی کمپین های روابط عمومی برای مبارزه با بلایای طبیعی و بیماری های مقطعی، جذب حداکثری مردم در فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی،  برگزاری ماهانه دهها سمینار، کنفرانس، جشنواره و مسابقات بین المللی و منطقه ای در این کشور همه و همه به نوعی مرهون تلاش های روابط عمومی است.

اما همه آنچه که گفته شده، تا چند سال اخیر و بویژه قبل از انتخابات پارلمانی این کشور در سال 2008 صادق بوده است، اما امروزه توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات به نوعی نهادهای روابط عمومی دولتی مالزی را با چالش مواجه کرده است. و این همان نکته در روابط عمومی الکترونیک (بعد فرهنگی و اجتماعی) است که در این کشور کمی مورد غفلت واقع شده است. در این خصوص به نظر می رسد آهنگ استفاده از این فناوری ها و کاربرد آنها بدون فراهم بودن بستر آموزشی مناسب و ظرفیت سازی کافی به نفع نهادهای غیر دولتی، مدنی و خصوصی تغییر کرده، و روابط عمومی دولتی تا حدودی کنترل پیامدهای ناخواسته استفاده از این فناوری ها را از دست داده است.

همه به یاد داریم که عبدالله احمد بداوی، نخست وزیر سابق مالزی، پس از شکست نسبی در انتخابات سال 2008 اذعان داشت که “حزب حاکم در مبارزات انتخاباتی فضای وب و سایبری را به دلیل نادیده گرفتن آن از دست داد و این درحالی است که گروه های مدنی و مخالف دولت بهترین استفاده را از آن کردند”.

خب، این اذعان نشان می دهد که روابط عمومی دولتی در برابر فناوری های نوین، به رغم حضور گسترده آنها در جامعه، غافلگیر شده است. این خیلی حرف عجیبی است. چطور دولتمردان یک کشور دم از دولت الکترونیک می زند، رتبه یازدهم در سطح جهان از لحاظ دولت الکترونیک را یدک می کشد، می داند که بیش از 60 درصد مردمش به اینترنت دسترسی دارند، اما در حساس ترین مقطع تاریخی، یعنی در زمان مبارزات انتخاباتی آن را نادیده می گیرد و از دست می دهد!!. و یا نمونه های مشابه دیگر که ما در چند سال اخیر در این کشور داشته ایم. به عنوان مثال سال گذشته یک کمپین اینترنتی بر سر اصرار یک مدل مالزیایی به نام “کارتيکا ساري سوکارنو”برای اجرای حکم شلاق خود به تنهایی کل سیستم قضایی مالزی را به چالش کشید به طوری که پای شخص نخست وزیر، وزیر کشور و وزیر دادگستری مالزی برای پایان دادن به آن به وسط کشیده شد. یا جنجالی که چند ماه پیش بین پیروان ادیان این کشور بر سر استفاده از لفظ جلاله “الله”بوجود آمد و این کشور را تا مرز خشونت های داخلی پیش برد. همه این حوادث پیام های خاصی برای روابط عمومی مالزی داشته اند، اما اینکه تا چه حد آنها این پیام ها را گرفته اند، سئوالی است که باید در آینده در مورد آن قضاوت کرد.

 بنابراین اگر روابط عمومی دولتی این کشور هرچه زود تر چاره ای برای آن نیاندیشده و برنامه هایی جدی و از پیش طراحی شده برای پاسخگویی و مقابله با آن نداشته باشند، این غافلگیری به دیگر عرصه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز سرایت کرده و دیر یا زود چالش های عدیده دیگری برای این کشور ایجاد خواهد کرد.

6- آیا به موضوع بومی سازی دانش روابط عمومی در مالزی توجه شده است؟

سئوال بسیار خوبی است. موضوع “بومی سازی”و یا آنجه در مالزی “اسلامی سازی دانش”نامیده شده، از جمله مهمترین دغدغه های دولت های این کشور بویژه در دهه 1990 تا زمان حاضر بوده است. و این امر از آنجایی که تحت تاثیر سیاست های ضد استکباری و ضدامپریالیستی ماهاتیر محمد گرایش “فضای عمومی”مالزی نسبت به غرب عمدتا انتقادی است، طبیعی به نظر می رسد.

 مالزی در دهه 1990 و با هدایت شخص ماهاتیر محمد پروژه عظیمی با عنوان “اسلامی کردن دانش”به اجرا گذاشت که بسیاری از اندیشمندان این کشور آنرا با “نهضت ترجمه”در صدر تمدن اسلامی مقایسه می کنند. در این پروژه که با محوریت اساتید و محققان دانشگاهی مالزیایی و کمک اندیشمندان دیگر کشورهای اسلامی از جمله عربستان، اندونزی، سودان، مصر، پاکستان و … صورت پذیرفت بسیاری از نظریه ها، مدل ها و الگوهای علمی غربی مورد بازبینی و نقد قرار گرفت و برونداد  آنها امروزه به طور گسترده در مراکز علمی، تحقیقاتی و فرهنگی این کشور یافت و مورد استفاده قرار می گیرد.

به عنوان مثال در  مورد ارتباطات به طور عام تحقیقات زیادی در مورد الگوهای ارتباطی پیامبر اکرم (ص) در صدر اسلام، نقش ارتباطات نوشتاری در سنت نبوی، نقش مساجد به عنوان مرکز ارتباطی، لزوم احیاء منبرها به عنوان کانال ارتباطی، نقد الگوی ارتباطی مطلوب هابر ماس، نقد نظریه هارولد اینیس، ریشه یابی اولین تحول ارتباطی بشر در قرآن و ….صوت گرفته که هریک حاوی ایده های فراوانی برای روابط عمومی هاست.

7-وضعیت آموزش دانشگاهی روابط عمومی در کشور مالزی چگونه است؟

یکی از ویژگی های نظام آموزشی مالزی کاربردی بودن در عوض تئوری بودن محض آن است. انعطاف پذیری، سرعت انطباق پذیری با نیازهای روز نیز یکی دیگر از ویژگی های این نظام است. آموزش روابط عمومی در مالزی نیز از این امر مستثنی نیست. مالزی روابط عمومی را به عنوان یک رشته دانشگاهی مستقل به رسمیت شناخته و دانشگاه علوم مالزی (USM) و دانشگاه تکنولوژی مارا (UiTM) به ترتیب اولین و دومین دانشگاهی بودند که در این کشور در سال های 1971 و 1972 رشته روابط عمومی را ارائه داده اند.

البته بیشتر دانش آموختگان و پیشگامان روابط عمومی مالزی و حتی مدیران با سابقه بخش های روابط عمومی عمدتا از کشورهای غربی بویژه آمریکا و انگلیس فارغ التحصیل شده اند. با اینحال با توجه به ملی گرایی و بومی گرایی شدید عمده قشر تحصیل کرده مالزی، این امر پتانسیل بالایی برای توسعه  حوزه روابط عمومی در مالزی بدون هیچ دغدغه ای ایجاد کرده است.

در مجموع ارتباط خوبی نیز بین آموزش روابط عمومی در دانشگاه ها و بخش صنعت روابط عمومی (فعالیت ها و کمپین های روابط عمومی) این کشور برقرار است. ضمن آنکه کارورزان روابط عمومی از دسترسی آسان به آخرین فناوری های روز از جمله اینترنت پر سرعت، مهارت کافی در استفاده از ظرفیت های آن، حمایت های مالی و معنوی بخش های دولتی و غیر دولتی، دوره های آموزشی کاربردی، استفاده از فرصت های مطالعاتی در داخل و خارج برای به روز کردن دانش و مهارت خود و … نیز برخوردارند.

8-هم اکنون در چه مقطع هایی رشته روابط عمومی تدریس می شود و توصیه جنابعالی برای ایرانیان علاقه مند به تحصیل در دانشگاه های این کشور چیست؟

رشته روابط عمومی امروزه در بسیاری از دانشگاه های دولتی و خصوصی و نیز کالج های داخلی و خارجی این کشور در سطح دیپلم کاربردی، لیسانس و فوق لیسانس ارائه می شود. در سطح دکتری نیز تا آنجایی که من اطلاع دارم، تنها دانشگاه علوم مالزی (USM) اقدام به پذیرش دانشجو در این رشته کرده است. با اینحال، سایر دانشگاه ها نیز از آن دسته از دانشجویانی که در رشته های مرتبط همچون ارتباطات بخواهند تز دکتری خود را در حوزه روابط عمومی دنبال کند، حمایت می کنند.

یکی دیگر از ابتکارات صورت گرفته در حوزه آموزش روابط عمومی در دانشگاه های مالزی، ارائه رشته “مدیریت روابط عمومی” (MBA) است که در آن دانشجویان علاوه بر فراگیری مهارت های روابط عمومی، مهارت های مدیریتی همچون مدریت استراتژیک، مدیریت دانش، مدیریت منابع انسانی، اقتصاد و حسابداری و …. را نیز فرا می گیرند. که این امر با توجه به تعریفی که از روابط عمومی به عنوان “یک کارکرد ارتباطی مدیریتی ….”می شود، قابل توجه است. همانطور که می بینیم، در بسیاری از ادارات، سازمان ها و … مدیران روابط عمومی یا فارغ التحصیل رشته های ارتباطات و روابط عمومی هستند، که در این صورت فاقد دانش مدیریتی هستند، و یا فارغ التحصیل رشته های مدیریتی، که در این صورت از ضعف مهارت های روابط عمومی رنج می برند. این رشته، مدیریت روابط عمومی، ترکیب خوبی از مدیریت و روابط عمومی بدست می دهد که هم اکنون تنها در  دانشگاه  ما در مالزی ارائه می شود.

در مورد توصیه به ایرانی های علاقه مند به تحصیل در مالزی هم باید عرض کنم که هیچ توصیه خاصی برای این عزیران ندارم. هرکسی قادعدتا بر اساس نوع علاقه، اهداف و برنامه های خود اقدام به انتخاب محل تحصیل، رشته تحصیلی و .. می نماید. در ارتباط با مالزی نیز شخصا تجربه بدی نداشته ام و استفاده از فرصت های آموزشی، علمی و کاربردی این کشور را همانند هر کشور دیگری مفید می دانم.

9- تفاوت روابط عمومی ایرانی و مالزیایی را در چه می بینید؟

من در مورد وضعیت روابط عمومی در ایران اطلاعات جامعی ندارم که بخواهم این دو را با هم مقایسه کنم. اما به نظر من دو کشور می توانند از طریق تبادل اندیشه ها و تجربیات خود و نیز آسیب شناسی یکدیگر کمک شایانی به یکدیگر بکنند. به عنوان مثال می توان ایده هایی را از مالزی به ایران و برعکس منتقل کرد. اگرچه من الگوی روابط عمومی مالزی را به دلایلی که خواهم گفت، برای ایران توصیه نمی کنم و مفید هم نمی دانم، اما ساختار روابط عمومی مالزی می تواند مورد توجه جدی ایران قرار بگیرد.

از لحاظ ساختاری، داشتن یک نهاد مستقل مثلا یک وزارتخانه و یا یک بدنه منسجم مدیریتی به عنوان متولی اصلی امور روابط عومی، می تواند انسجام بیشتری به فعالیت های روابط عمومی ایران چه در بخش آموزش دانشگاهی (استاندارد سازی، سیاست گذاری، تعیین سرفصل ها، تدوین منشور اخلاقی و …) و چه در بخش صنعت (ساماندهی انجمن های روابط عمومی، کمپین های روابط عمومی، جلب مشارکت حداکثری ….) بدهد.

اما در ارتباط با الگوی روابط عمومی مالزی، این الگو نیازمند آسیب شناسی جدی است. شخصا اعتقاد دارم که الگوی روابط عمومی مالزی به رغم کارآمدی که تاکنون داشته، یک الگوی دوسویه (Two-way symmetrical) و خیلی ایدآلی هم نیست. به نظر من این الگو دیگر متعلق به گذشته است. آنچه که صورت می گرفته، انتقال یکسویه اطلاعات، دستورات، سیاست ها و برنامه ها از سوی دولت به مردم بوده و توجهی کمتری به بررسی نظرات، دیدگاه ها و مطالبات مردمی شده است. این الگو اگرچه تاکنون به دلیل مواجه نشدن دولت های این کشور با خیزش انتظارات و توقعات فزاینده مردم و جوانان موفق بوده است، اما هیچ تضمینی برای تداوم این وضعیت در عصر حاضر آینده وجود ندارد.

امروزه سرعت تغییرات تکنولوژیکی، پویایی نسل جوان، اقتضائات محیط های چند فرهنگی و چند نژادی، رقابت های سیاسی و نیز سرعت تبادل اندیشه ها از طریق رسانه های اجتماعی ابتکار عمل را از دست روابط عمومی ها خارج ساخته و پویایی آنها را به تحلیل برده است. روابط عمومی ها دیگر نمی توانند و نباید منتظر بروز تحولات چه بسا ناگوار در آینده باشند تا سپس دست به کار شوند. در این صورت چه بسا ممکن است دیر بفهمند که دیر شده است.

مصاحبه از محمد خجسته نیا، کارشناس ارشد ارتباطات و مدیر وبسایت کاوشگران روابط عمومی ایران. برای مشاهده اصل مصاحبه اینجا کلیک کنید.

 

 

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 13:12

کاروانسرا، جایگاه ارتباطات جهانی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

یکشنبه نوزدهم تیر 1390 23:22

روابط عمومی . پل ارتباطی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

یکشنبه نوزدهم تیر 1390 23:11

روزنامه نگاری گانزو


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

یکشنبه نوزدهم تیر 1390 23:6

  پهنای باند چیست؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

جمعه هفدهم تیر 1390 14:34

  فهرست ايميل استادان ارتباطات


ادامه مطلب
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |